پرنیاپرنیا، تا این لحظه: 15 سال و 2 روز سن داره

پرنیا،عشق خاله

عمه مهربون پرنیا

این سه چرخه قشنگو عمه منصوره پرنیا گلی برای تولدش خریده،پرنیا هم حسابی باهاش کیف میکنه                              ممنونیم عمه منصوره مهربون                  ...
11 آذر 1392

غزل بانو

این روزها مامان مینا یه مهمون ناز داره غزل خوشگله(دختر دایی مامان نغمه) ، مامان غزل برای کار اداری مجبور شده 3 هفته بره کانادا و غزل اومده پیش مامان مینا،شما هم حسابی کیف میکنی که یه همبازی پیدا کردی البته هر چند وقت یه بارم حسابی از خجالت هم در میاین جمعه رفتیم سرزمین عجایب که غزل و پرنیا حسابی کیف کردن خاله نیلوفر،غزل و پرنیا   اینم عشق خاله،مهرسای گلم که نمیدونه بخنده یا گریه کنه،نفسمی     ...
11 آذر 1392

یک روز پاییزی

یه روز به بابای غزل گفتیم غزلو از مدرسه بیاره پارک نزدیک خونه من و مامان مینا هم با پرنیا گلی رفتیم اونجا بچه ها حسابی کیف کردن،ناهار هم توی پارک خوردن(البته از نوع غیر مجازش)     ...
11 آذر 1392

هنر دست مامان مینا

این کلاه و شال گردنو مامان مینای گل زحمت کشیده و برای گل دختر بافته                                      خیلی دوستت داریم مامایی ...
11 آذر 1392

تولد 2 سالگی عسلم

گل خاله امسال تولدت افتاده بود روز جمعه،مامان نغمه می خواست 5 شنبه شب برات تولد بگیره ولی ما نمیتونستیم بیایم چون بله برون خاله دایی مهدی بود،جمعه شب هم برای عمه منصورت اینا سخت بود چون بجه ها شنبه مدرسه داشتن وباید برمیگشتن ساوه،بالاخره مامان تصمیم گرفت که 4 شنبه شب برات تولد بگیره که برای همه  راحت باشه،تازه شب عید غدیر هم بود یه کمی از شب تولدت برات بنویسم تا بدونی چه خبر بود وچیکارا کردیییییییی خودت که مثه اکثر بچه ها تو روز تولدشون از دنده چپ پا شده بودی و همش بد اخلاقی میکردی همش مامانت منو دعا میکرد که نذاشتم برات مهمونی مفصل بگیره وااااای مهرسا هم قیامی کرد اونشب که نمیدونی تا حالا تو این 6 ماه اینجوری گریه نکرده ب...
11 آبان 1392

دایره لغات پرنیا

خوشگل خاله تو از خیلی وقت پیش کلمه های زیادی رو میگفتی،تا جایی که یادمه برات مینویسم ،کم کم کاملش میکنم.پارتی بازی میکنم اول از خودم شروع میکنم آخون=خاله آسا=مهرسا آبی کاغذ،به مداد هم میگی کاغذ بابا مامان دایی غزل مفوب=محبوبه رضا علی حسن عمه بابایی=بابا امیر مامایی=مامان مینا بستن=بستنی آشال=شلوار آسال=لباس آستین گوشی   ادامه شیرین زبونیای عشقم رو تو ادامه مطلب ببینی   اسی=مامان مسی نونو=خاله مینو گیخت=ریخت ققز=قرمز بسز=سبز زرد تیه=کیه آشق=قاشق اشین=بشین داز=باز آشو=پاشو سوس=سس دو...
30 مهر 1392

پرنیا شعر میخونه

عشقم عصری مامانت با یه عالمههه هیجان زنگ زد بهم و گفت داشتی برای خودت بازی میکردی ،یه دفعه شروع کردی شعر تاب تاب اباسی رو به زبون خودت خوندن ، خلاصه که مامانت از ذوق اینجوری شده بود ...
21 مهر 1392